قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٨٣
ما نمىتوانيم سخن نووى ، فخر رازى را بر قرآنى بودن معوذتين مبنا قرار دهيم ! چون سند رواياتى كه بر خلاف آن هستند ، بسيار معتبرتر است !
احمد ( ٥ / ١٢٩ ) از زر بن حبيش روايت مىكند كه به ابى بن كعب گفتم : « ابن مسعود معوذتين را از قرآنش حذف مىكند ؛ ابى بن كعب گفت : شهادت مىدهم كه رسول خدا به من خبر داده است كه جبرئيل به او گفت : ( قل اعوذ برب الفلق ) و من آن را گفتم و گفت : ( قل اعوذ برب الناس ) و من آن را گفتم ، ما آنچه پيامبر فرموده است ، مىگوييم . » مجمع الزوائد ( ٧ / ١٤٩ ) اين روايت را صحيح دانسته و بيهقى ( ٢ / ٣٩٤ ) نيز آن را بيان كرده است .
منظور اين نقلها اين است كه پيامبر ( ٦ ) تصريح نكرده اند ، معوذتين از قرآن هستند و فقط فرمود : جبرئيل به من گفت : قل أعوذ برب . . . و من گفتم . نه اينكه به عنوان قرآن بر ايشان نازل شده باشد و اين دو سوره مانند دو حرز بودند كه حسن و حسين را از شر و بدى حفظ مى كردند .
در واقع اين بدين معناست كه معوذتين از قرآن نيست ، چرا كه با ظن و گمان ، قرآنى بودن يك سوره ثابت نمىشود .
بخارى و بقيهى فقهايشان نيز همين روايت را - كه منافى قرآنى بودن معوذتين است - انتخاب كرده اند . بخارى « روايت عقبه » را در كتاب تاريخش آورده بوده است ، اما در كتاب صحيح اش - كه بعد از آن نوشته - از حرف خود برگشته است و به جز روايات ابى كه در قرآنى بودن معوذتين شك و