قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٧٩
مجمع الزوائد ( ٥ / ١١٣ ) نيز همين را در قالب چند روايت بيان مىكند . يكى از اين روايات ، داستان را با جزئيات زيبايى به نقل از ابن مسعود بيان مىكند : همراه پيامبر نشسته بوديم ، حسن و حسين - كه كودك بودند - از كنار ما گذشتند ، پيامبر فرمود : پسرانم را بياوريد تا براى دفع بلا از آن دو دعا كنم ، همان گونه كه ابراهيم دو پسرش اسماعيل و اسحاق را به خدا مىسپرد و مىخواند : أعوذ بكلمات الله التامة من كل شيطان وهامة و من كل عين لامَّة . . . همچنين در كنز العمال ( ٢ / ٢٦١ و ١٠ / ١٠٨ ) اين روايت با تصريح نام حسنين از عمر نقل شده است .
اما برخى كتب اهل سنت ، شبيه اين روايت را با حذف نام حسنين ، بيان كرده اند ، از جمله ابن ماجه ( ٢ / ١١٦١ ) و مسند احمد ( ٦ / ٤٤ و ٤٥ ) در چندين روايت با مقدارى تفاوت در دعا ، به نقل از عايشه همين داستان را بيان مىكنند ، اما نامى از حسنين نمىبرند !
اينجاست كه مىفهمى كه پيامبر ( ٦ ) توجه خاصى به دو فرزندش حسن ( ٧ ) و حسين ( ٧ ) داشتند ، و آن دو را با كلام خدا ، از حسد و شرارت ، مصون مىداشتند . ايشان اين كار را در برابر چشمان مردم انجام مىدادند تا جايگاه آنان را به مردم نشان دهند و بگويند ، اينان ذريهى پاك او و از نسل او هستند ، چنان كه اسماعيل و اسحاق از نسل ابراهيم بودند . دعاى حضرت ابراهيم خوانده مىشد تا معوذتين نازل شد ، و پس از آن با اين دو سوره بلا را از آن دو دفع مى كرد .