قرآن على

قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٥٣

تعبير « ايتاء كتاب : دادن كتاب » و « توريث كتاب : به ارث گذاشتن كتاب » در قرآن ، هم براى امتها ، هم براى پيامبران و جانشينانشان ، به كار رفته است . اما تعبيرى چون « الراسخون فى العلم » تنها براى معصومين ذكر شده است و همچنين تعبير « مَن عِندَه علم الكتاب » بر كسى جز على ( ٧ ) انطباق ندارد . زيرا كسى جز او ، داراى اين علم نبود .

براى آشكار شدن هرچه بيشتر فضيلت على ( ٧ ) و خاندانش ، آيه‌ى فوق را با آيه‌ى ٤٠ سوره‌ى مباركه‌ى نمل مقايسه مىكنيم . در اين آيه ، يكى از جنيان كه روايات او را آصف بن برخيا معرفى كرده اند ، مىپذيرد تخت بلقيس را از سرزمينش صبا ، نزد سليمان نبى حاضر نمايد كه قرآن از وى با عبارت « الَّذِى عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ ؛ كسى كه بخشى از علم كتاب را دارا بود » ياد كرده است ، درحالي كه علم الكتاب به معناى همه‌ى علوم كتاب مىباشد .

اما عمر تلاش كرد آن چه در شأن على ( ٧ ) نازل شده بود مصادره كند و رابطه‌ى اين آيه را با على ( ٧ ) قطع كند و « وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ » را « وَمِنْ عِنْدِه عِلْمُ الْكِتَابِ » خواند يعنى به « من » و « عنده » كسره داد ، و با اين كار خواست كه آيه را اين گونه معنى كند : گواهى خدا ، بين من و شما كافى است و علمِ كتاب از نزد خداست . اين قرائت ، آيه را بى معنا مىكند ، چرا كه ارتباط بين جملات را از بين مىبرد .