قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٤٩
آيه [ ٢٥٥ بقره ] را با آن مىخواند . » بخارى ( ٨ / ١٨٤ ) در دفاع از عمر به اين سخن مجاهد استناد كرده است : « الْقَيُّوم قائم بر هر چيز است و عمر آن را الْقَيّام قرائت كرده كه هردو قرائت نيكوست . »
معناى اين سخن اين است كه آنان مانند عمر اعتقاد داشتند كه تغييرِ لفظ قرآن ، مادامى كه همان معنا را داشته باشد ، جايز است ! و در منابع آنها موارد ديگرى هم از تغييراتى كه عمر در لفظ قرآن انجام داده بود ، وجود دارد !
* آيهى أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَخِرَةً ( النازعات : ١١ )
در سورهى نازعات آمده است : أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَخِرَةً اگر اكنون كسى بخواهد به اين بهانه كه « ناخره » با آخر آيات قبل و بعد تناسب بيشترى دارد ، اين آيه را به صورت ناخره قرائت كند ، اين اجازه به او داده نخواهد شد ، زيرا تغيير در كلام خدا جايز نيست ؛ ولى خليفهى دوم نه تنها اين تغيير را جايز دانست ، بلكه ديگران نيز چون سخن عمر بود ، آن را پذيرفتند ! !
در درالمنثور سيوطى ( ٦ / ٣١٢ ) از سعيد بن منصور و عبد بن حميد نقل مىكند : « عمر اين آيه را با الف و به صورت عظاما ناخره قرائت مى كرد . » مجمع الزوائد ( ٧ / ١٣٣ ) نيز آن را از پسر عمر نقل كرده و صحيح دانسته است .
شايد گفته شود ، حال كه بين ناخره و نخره تفاوت معنايى وجود ندارد ، پس اين قرائت ، بدون اشكال است ؛ اما توجه به اين نكته ضرورى است كه