قرآن على

قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٤٤

نمىدانم او مردى بزرگسال است ؟ ! او را شير بده . بعداً او نزد پيامبر مراجعه كرد و گفت : اى رسول خدا ( پس از شير دادن به سالم ) همسرم ابوحذيفه ، از آمدن او به نزد من ناراحت نمىشود . »

عايشه براى توجيه كارش ، به روايتى كه از سهله شنيده بود ، استناد مى كرد ؛ ولى در همان زمان همسران پيامبر ( ٦ ) و مردم ، با او به شدت مخالف بودند . پس از اينكه عايشه با اين مخالفتها روبرو شد ، ادعا كرد كه در مورد شير دادن شخص بزرگسال ، آياتى نازل شده بود كه آنها را بر كاغذى نوشته و زير تختش گذاشته بود . هنگامى كه رسول خدا ( ٦ ) بيمار شد ، عايشه در خانه‌ى پيامبر ( ٦ ) كه از اتاقش فاصله داشت ، به مراقبت از او مشغول شد و در اتاقش را خوب نبست ، پس بزغاله اى آمد و آن ورق ها را خورد .

براى اينكه بعداً كسى نگويد اين آيات نسخ شده بودند ، عايشه تأكيد داشت كه اين آيات تا زمان وفات پيامبر ( ٦ ) در قرآن بود و قرائت مىشد . بعد از وفات پيامبر ( ٦ ) هم نسخ آيه ممكن نيست .

در صحيح مسلم ( ٤ / ١٦٧ ) به نقل از عايشه آمده است : « آيه اى در قرآن نازل شد كه ده بار شيرخوردن را موجب محرَم شدن مىدانست ، سپس آيه اى نازل شد كه پنج بار را نيز كافى مىدانست و اولى را نسخ كرد و تا زمان وفات رسول خدا جزء قرآن بود و به عنوان قرآن خوانده مىشد . » ( دارمي : ٢ / ١٥٧ ) همچنين ابن ماجه از عايشه نقل كرده است : « آيه‌ى رجم و آيه‌ى شير دادن شخص بزرگسال نازل شد و من آن را در كاغذى نوشتم و