قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٣٦
ذكر شده است كه به عمر خبر رسيد كه ابى بن كعب آيه را اين گونه خوانده است ، او ابتدا آن را رد كرد و سپس پذيرفت و گفت : او بهترين قارى است .
حاكم اين روايت بنابر شرط شيخين صحيح دانسته است . ( همچنين رك . در المنثور : ٦ / ٧٩ ، به نقل از نسائي )
واضح است كه اين آيهى ساختگىشان ، هم از لحاظ ادبى بسيار سست و ضعيف است هم معناى معقولى ندارد ؛ زيرا معناى آن اينست كه قريشيان در غزوهى حديبيه داراى غيرت جاهلى بودند كه اگر مسلمانان نيز با همين غيرت و تعصّب جلو مىآمدند ، مسجدالحرام خراب و ويران مىشد ؛ يعنى قدرت قريش آنقدر زياد بود كه اگر مسلمانان نرمى نشان نمىدادند ، با ورودشان چنان جنگى در مىگرفت كه به نابودى مسجدالحرام مىانجاميد .
عمر تلاش كرد با اين تغيير ، قدرت و حميت قريش را به رخ مسلمانان بكشد ؛ اما اين سخن ، با كلام خداوند متناقض است : « وَلَوْ قاتَلَكُمُ الَّذينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبارَ ثُمَّ لا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلا نَصيراً » ( فتح : ٢٢ ) و « وَهُوَ الَّذِى كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ عَنهُْم بِبَطْنِ مَكَّةَ مِن بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ وَكاَنَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا » ( فتح : ٢٤ ) زيرا بنابراين آيات ، خداوند مىفرمايد اگر مسلمانان حمله مىبردند ، حتما به پيروزى مىرسيدند .
بايد به نكتهى مهمى اشاره كرد ، در صحّت تمام رواياتِ زيادى و نقصان قرآن ، كه به ابى بن كعب منسوب است ، بايد شك كرد ؛ زيرا ثابت شده است كه برخى از روايات را به دروغ به او نسبت داده اند و از نام نيك او سوء استفاده كرده اند .