قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٦
يافتند ، آياتى كه كسى جز او بر آنها شهادت نمى داد ، اما مشكلى نبود ! چون شهادت خزيمه مانند شهادت دو نفر است بنابراين مى توان آن آيات را هم پذيرفت !
بله ، آنها كوشش على ( ٧ ) را به نام خود تمام كردند و فضيلت جمع آورى قرآن را با رواياتى ساختگى و خيال پردازانه به ديگران نسبت دادند حتى به اين قيمت كه اين داستان پردازى صحّت سند قرآن را خدشه دار كند .
آنها به اين كار هم بسنده نكردند ، بلكه به شيعهى على ( ٧ ) حمله بردند و اينان را دشمنان قرآن دانستند ، افرادى كه اعتقاد دارند قرآن تحريف شده و به آن ايمان ندارند !
در يك كشور عربي ، جوانى اين جرأت را به خود داد تا با استادش در دانشگاه دربارهى احاديث وصيت پيامبر ( ٦ ) به جانشينى امام على ( ٧ ) بحث كند ، اما استاد از كوره در رفت و پليس امر به معروف و نهى از منكر ( ! ) را خبر كرد ، اين جوان دستگير و به جرم توهين به قرآن و لگدمال كردن آن محاكمه و اعدام شد ! زيرا « استاد » با آن ريش و پشم بلندش شهادت داده بود كه با دو چشم خود ديده است كه او قرآن را زير پا گذاشته و گفته است : به آن ايمان ندارد !
برخى اين چنين با حيله و نيرنگ تاريخ را واژگونه جلوه مى دهند ، اين چنين تاريخ را مى نويسند و منتشر مى كنند ، اين چنين كودكان و جوانان را