قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٣١
مىدادند . زمانى كه اختلاف آنها را در قرآن ديدم ، درحالى كه از زمان رسول خدا چندان نگذشته است . ديدم اتفاق نامطلوبى است ، دلم از اختلاف امت در قرآن به درد آمد و ترسيدم اگر بقيهى اصحاب پيامبر كه قرآن را از ايشان آموخته و به ايشان عرضه كرده اند از دنيا بروند ، مردم در دينشان هم اختلاف پيدا كنند . همان گونه كه مسيحيان بعد از رفتن عيسى بن مريم از ميان آنها ، دربارهى انجيل اختلاف پيدا كردند .
دوست داشتم كه از اين مشكل پيشگيرى كنم ؛ پس نامهاى به ام المؤمنين ، عايشه نوشتم و از او خواستم كه آن قرآنى را برايم بفرستد كه از زبان پيامبر ، در زمان وحى خدا به جبرئيل و وحى جبرئيل به محمد ، نوشته شده بود و در پوست پيچيده شده و طراوت و تازگى آن حفظ شده بود . من به دليل رسيدگى به كارهاى مردم و قضاوت ، فراغت لازم را نداشتم ، پس به زيد بن ثابت دستور دادم كه سرپرستى كار را برعهده گيرد . زيرا زيد كسى بود كه بيش از همهى ما قرآن در حفظ داشت . بنابراين افرادى از كاتبان و صاحب نظران مدينه را دعوت كردم كه از جملهى آنها نافع بن طريف ، عبدالله بن وليد خزاعى و عبدالرحمن بن ابى لبابة بودند . بنابراين به آنها دستور دادم كه از روى آن قرآن پيچيده در پوست ، چهار نسخه بنويسند و در حفظ آن توجه و عنايت داشته باشند . » چنان كه بيان خواهد شد ، نسبت دادن اين قرآن كه توسط پيامبر ( ٦ ) املا شده بود ، به عايشه صحيح نيست و اين قرآن را پيامبر ( ٦ ) به حضرت على ( ٧ ) املا كرده بودند .