قرآن على

قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٢٢

ديدى كه آنان براى تمجيد از ابوبكر ناچار شده اند حديثى از زبان على ( ٧ ) جعل كنند و در ادامه هم اشكالى پيش پا افتاده‌ى از مستشرقان را مطرح مىكنند و پاسخى بسيار سطحى مىدهند و پرونده را مىبندند !

خوشا به حال ابوبكر كه فضيلت جمع آورى قرآن را كسب كرد و خوشا به حال عمر كه ايده‌ى آن را داد ، و خوشا به حال زيد فداكار و از جان گذشته كه بارها آياتى را گم كرد و خدا را شكر دوباره آنها را يافت ! !

مسلمانان ! مباركتان باشد ! بالاخره پس از ربع قرن كه دندان بر جگر گذاشتيد قرآنتان جمع شد اما نزد مادرتان حفصه پنهان شده است !

اما واقعيت اين نيست . واقعيت اين است كه سيوطى هم در اتقان ( ١ / ١٩٤ ) روايت مىكند : « ابن اشتة ، در كتاب المصحف ، با سندى صحيح از محمد بن سيرين نقل مىكند كه گفت : ابوبكر مُرد درحالى كه قرآن را جمع نكرد و عمر به قتل رسيد درحالى كه قرآن را جمع نكرد . » ( همچنين ابن سعد : ٣ / ٢١١ و ٢٩٤ )

آنها كوشيدند بگويند « قرآن را جمع نكردند » يعنى « آن را از حفظ نبودند ! » همانطور كه در انساب اشراف ( ٢٥٢٩ ، ٢٦٨٥ ) آمده است ، روح مىگويد : يعنى او آن را حفظ نكرده بود .

اما پرواضح كه منظور ابن سيرين و ديگران از « جمع نكردن » ، جمع نكردن در يك نسخه است ، چون معروف بود كه آنها حافظ قرآن نبودند و نيازى به تصريح نبود !