قرآن على

قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٣

٣ . ٢ . مخالفت عمر با وصيت پيامبر ( ٦ ) درباره‌ى قرآن

در حديث ثقلين كه شيعه و سنى آن را صحيح و متواتر شمرده اند و پيامبر ( ٦ ) آن را بارها و بارها تكرار كردند ، پيامبر ( ٦ ) به امتشان وصيت مىكنند كه به قرآن و عترتش تمسك بجويند . اين حديث را از كتاب صحيح مسلم روايت مىكنيم تا حجتى براى اهل سنت باشد .

احمد ( ٣ / ١٧ ) روايت كرده است : « ابو سعيد خدرى از رسول خدا نقل مىكند كه فرمودند : نزديك است كه خدا مرا بخواند و من دعوتش را اجابت كنم درحالى كه من در ميان شما دو چيز ارزشمند به جا ميگذارم ، كتاب خداوند عز وجل و عترتم ؛ كتاب خدا ريسمانى است كه از آسمان به زمين كشيده شده است و عترتم ، اهل بيت من هستند ؛ همانا خداوند لطيف خبير به من خبر داده است كه اين دو از هم جدا نخواهند شد ، تا اينكه بر حوض كوثر به نزد من آيند ، پس نشانم دهيد كه بعد از من با اين دو چه مىكنيد . »

به نظر ما شيعيان ، اين حديث در رأس هر وصيت ديگر پيامبر ( ٦ ) قرار دارد و بدين معناست كه امت بايد از اهل بيت ( : ) اطاعت كند و دين و قرآنش را از آنان بياموزند .

اما اگر مانند حكومت از اين حديث چشم بپوشيم ، لااقل بايد قرآن را از آن چهار نفرى ياد گرفت كه در روايات صحيحشان پيامبر ( ٦ ) فرمود ، قرآن