قرآن على

قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٢

روايت اَنس از پيامبر كه ( اگر بخشش باشد ، اشكالى ندارد ) آن را جايز مىدانست . »

اين روايت بدين معناست كه در زمان رسول خدا ( ٦ ) نسخه بردارى از قرآن ، كار رايجى بوده تا جايى كه بعضى آن را به كسب و كار تبديل كردند !

حاكم ( ٢ / ٦١١ ) روايت كرده است : « زيد بن ثابت مىگفت : در زمان رسول خدا قرآن را از روى پاره هاى ورق جمع آورى مى كرديم ؛ اين روايت بر اساس شرايط كتاب بخارى و مسلم صحيح است هر چند آن را در كتاب خود بيان نكرده اند ، اين روايت دليلى روشن بر جمع قرآن در زمان رسول خداست . »

اين سخن حاكم شاهد بر اين است كه عمر اصلاً قرآن را جمع نكرد و ابوبكر همان قرآن جمع آورى شده را دوباره جمع كرد ! عثمان نيز از قرآن چنان كه گفته خواهد شد ، از همان نسخه‌ى على ( ٧ ) نسخه بردارى كرد !

چگونه حاميان حكومت از ما انتظار دارند چشمانمان را به روى اين حقيقت ببنديم و باور كنيم كه قرآن در خطر نابودى كامل بوده است ؟ ! چگونه بپذيريم قرآن ، اوراقى پراكنده بوده كه هر قسمتش روى پاره كاغذ ، پوست و چوب نوشته شده بود و حكومت با تلاش و جان فشاني ، قرآن را نجات داد ؟ ! چگونه باور كنيم كار و كوشش هيأت تاريخى حكومت بود كه توانست قرآن را بر در مسجد از ميان مردم جمع كند ؟ !

براى بعضى ، فقط اين مهم است كه از صحابه تمجيد و تعريف كنند ؛ حتى به قيمت توهين به دين ، قرآن و پيامبر خدا ( ٦ ) . . . ! ! !