قرآن على

قرآن على - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١١٠

كرديم . . . مردى به نزد پيامبر آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! من براى فلان جنگ نام نويسى كرده ام درحالى كه همسرم بايد به سفر حج برود ؛ حضرت فرمودند : برگردد و با همسرت حج را به جا آور . »

چنان كه در صحيح بخارى ( ١ / ٣٦ و ٣ / ٩٥ ) آمده اگر باديه نشينى مىآمد و خطبه‌ى پيامبر ( ٦ ) را مىخواست ، آن را برايش مىنوشتند : « مردى از اهل يمن به نزد رسول خدا آمد و گفت : اى پيامبر ! اين خطبه را برايم بنويس ؛ پس حضرت به يارانشان فرمودند ، اين خطبه را براى ابوفلان بنويسيد . »

بعضى از مردم با ورق نزد پيامبر ( ٦ ) مىآمدند ، پس پيامبر ( ٦ ) به صحابه مىفرمودند كه قرآن را برايشان بنويسند : « ابن عباس مىگويد : مصاحف خريد و فروش نمىشدند ، مردى ورقه اى را نزد رسول خدا مىآورد ، پس يك نفر قربة الى الله شروع به نوشتن آن مى كرد ، سپس ديگرى اين كار را ادامه مىداد تا اينكه مصحف تمام مىشد » ( سنن بيهقي : ٦ / ١٦ )

ب - محل خاصى در مسجد به نام ( مكان مصحف ) وجود داشت ، كه از آن نسخه بردارى مىشد :

در منابع شيعه ( كافي : ٥ / ١٢١ ؛ التهذيب : ٦ / ٣٦٦ ) آمده است ، رَوح بن عبد الرحيم در روايتى كه از امام صادق ( ٧ ) نقل مىكند ، مىگويد : « از امام ( ٧ ) درباره‌ى خريد و فروش مصحف ها - قرآن - سؤال كردم ؛ [ امام ] فرمود : بين منبر پيامبر و ديوار به اندازه‌ى عبور يك برّه يا گذشتن به پهلو يك مرد فاصله بود ، نسخه‌ى قرآن و ورق براى نسخه بردارى را در آن جا قرار مىدادند ، هر كه