انديشه هاى فقهى- سياسى آيتاللّه العظمى گلپايگانى در عصر غيبت - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٤٨ - ٢ - تعريف سياست از ديدگاه انديشمندان مسلمان
مسئوليت او در برابر خدا[١].
در نتيجه مىتوان سياست را در لغت[٢] به شايستگى رسانيدن مردم با ارشاد آنها به راهى نجات بخش در دنيا و آخرت و برپاداشتن هر چيزى به نحوى كه به آن شايستگى داده شود قلمداد نمود و در اصطلاح سياست به معناى شيوه تدبيرى است كه براى اداره امور جامعه به كار گرفته مىشود، گاهى در كنار سياست واژه «مدن» آورده مىشود و گفته مىشود «سياست مدن» و آن را چنين تعريف كردهاند[٣].
«معرفت كيفيت تدبير قوانين كه مقتضى مصلحت عمومى است از آن جهت كه يبر تعاون متوجه باشند و كمال حقيقى، اين علم را حكمت مدنى نيز خوانند ... و چون دواعى افعال مردمان مختلف است و توجه حركات ايشان به عنايت متنوع ... پس بالضرورة تدبيرى بايد كرد كه هريك را به جاى خود نگاه دارد و به آنچه استحقاق داشته باشد قانع گرداند و دست هريك را از تعدّى و تصرف در حقوق ديگران كوتاه كند و به شغلى كه متكفل آن بوده مشغول گرداند
[١]- امام خمينى قدّس سرّه، رساله نوين، ترجمه عبد الكريم بىآزار شيرازى، تهران: مؤسسه انجام كتاب، ١٣٦١، ص ٤٧.
[٢]- ابن منظور، پيشين؛ لوئيس، پيشين، واژه« سوس».
[٣]- همان.