انديشه هاى فقهى- سياسى آيتاللّه العظمى گلپايگانى در عصر غيبت - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٢٦٨ - ولايت فقيه و اختيارات
مرحوم كركى، نراقى، امام خمينى و آيت اللّه العظمى گلپايگانى و ديگر فقهاى موافق ايشان، مواد از مطلقه، مطلق العنان بودن نيست، بلكه مقيد به عدالت، مصلحت عمومى و فقاهت است. به عبارت ديگر، اضافه واژه فقيه بر ولايت در نظريه «ولايت مطلقه فقيه» اضافه وصفى است كه مشعر به عليّت است، يعنى فقيه با وصف عدالت و در چارچوب و محدوده مصالح عامه مردم ولايت دارد و نيز مطلقه به نسبت ديگر ولايتهاست كه مقيد به امور حسبيه و ... است به بيان ديگر ولايت مطلقه از ديدگاه آيت اللّه العظمى گلپايگانى عبارت است از: ١- عدم تقيد به امور حسبيه[١] ٢- عدم تقيد به قضاء و اجراى حدود[٢] ٣- عدم تقيد به چارچوب احكام فرعيه الهيه و ثانويه [بلكه اگر مصلحت عمومى اقتضاء كرد شامل فراتر از آنها نيز مىشود] ٤- تقيد به مصلحت جامعه و امت اسلامى كه لازمهاش مشورت با كارشناسان است[٣] ٥- تقيد به امور عمومى، حكومت و سياست[٤]، از آنجايى كه ولايت فقيه و خصوصا ولايت مطلقه فقيه به عنوان يك نظريه حكومتى سياسيدر نظام جمهورى اسلامى مطرح مىباشد،
[١]- احمد صابرى همدانى، پيشين، ص ٤١.
[٢]- همان.
[٣]- همان، ص ٥٥.
[٤]- همان، ص ٥٨.