انديشه هاى فقهى- سياسى آيتاللّه العظمى گلپايگانى در عصر غيبت - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٢٤٢ - رابطه دين و سياست
لازم الرعاية مىدانستند و هميشه بر نظم و آرامش جامعه اصرار مىكردند و بعضا در اعلاميههاى خود به حفظ اصول حاكم در جامعه و مراعات آنها از طرف مردم اشاره كرده، در زمان دولت نامشروع به نخستوزير وقت- علم- چنين نوشتهاند:
«... پيشرفت دولت و ملت در مقاصد مشروعه و تثبيت، بستگى و ارتباط كامل به احترام از اصول دارد و يگانه اصلى كه عزت و استقلال و ترقى مملكت و حفظ اصول ديگر بر آن مستقر است، منظور داشتن موازين اسلامى است و توقع از دولت اين است كه در مراعات تمام اصول، كمال جدّيّت و صراحت را اظهار و ملت را نيز به رعايت آن تشويق نمايند ...[١]».
اين بيانات اشاره دارند كه مجتهدين با استقلال ممالك اسلامى مخالفت نكردهاند، فرضا كه حاكم را حاكم جور و ظلم بدانند باز هم مخالفت نمىكنند، چرا كه به فرمايش حضرت على عليه السّلام «... و انّه لا بدّ للناس من امير بر او فاجر ...[٢]» در اين مطالب اصل تشكيل حكومت مورد بحث واقع نشده است و اختلافى بر سر لزوم، ضرورت و وجود حكومت نيست، بلكه اختلاف نظر سر وضع و اجراى قوانين و
[١]- مركز اسناد انقلاب اسلامى، پيشين، ص ٤٥.
[٢]- نهج البلاغه، كلام ٤٠.