مکارم الأخلاق ت میرباقری - شیخ طبرسی - الصفحة ٢٤ - فصل اول اخلاق و شمايل، و رفتار او با مجلسيان
براى خود جوش نميزد. وقتى مىخواست اشاره كند با همه كف دست اشاره مىكرد و چون در تعجب ميشد دست را برميگردانيد و چون حرف مىزد به دست نيز اشاره مىفرمود و بكف دست راست بر انگشت ابهام چپ ميزد، و چون در غضب مىشد روى ميگردانيد و غيرت مىنمود، و چون خوشحال مىگشت چشمها فرو مىبست، عمده خندههايش همان تبسم بود كه دندانهايش همچون دانههاى باران نمايان مىگشت.
حضرت امام حسن (ع) گويد: من اين اوصاف را مدتى از برادرم حسين (ع) پوشيده داشتم و بعد از زمانى برايش بازگو كردم بعد متوجه شدم كه همه اين اوصاف را از پدر پرسيده و هيچ چيز را فروگذار نكرده.
حسين (ع) گويد: از پدرم راجع به ورود پيغمبر بخانه سؤال كردم، وى فرمود:
ورود حضرت باختيار خويش بود (يعنى از همسران كه حق همسرى و همخوابگى باو داشتند اجازه داشت) و چون داخل خانه ميشد وقت خود را سه قسمت مىكرد: يك قسمت را براى خداى متعال يك قسمت را براى اهل بيت و يك قسمت را براى كارهاى شخصى، وقت اختصاصى خود را دو قسمت كرده بود: براى خود، و براى مردم، كه صرف امور همه مردم از عام و خاص مىنمود و هيچ چيز را از ايشان دريغ نمىكرد. و يكى از سيرتهاى حضرت در آن قسمت از وقتش را كه براى مردم نهاده بود اين بود كه اهل فضل را برترى