مکارم الأخلاق ت میرباقری - شیخ طبرسی - الصفحة ٣٢ - (در تواضع و شرمگينى پيغمبر، ص)
از كتاب نبوة از امام صادق (ع): زنى فحاش و بد زبان بر پيغمبر ٦ گذشت پيامبر نشسته بود زن گفت اى پيغمبر ٦ تو همانند بندگان غذا مىخورى و چون بندگان مىنشينى؟
پيامبر ٦ فرمود: واى بر تو چه بندهاى از من بندهتر است؟ زن گفت پس لقمهاى از طعام خود بمن عنايت كنيد، پيامبر ٦ لقمهاى باو داد زن گفت: نه بخدا قسم بايد لقمه درون دهان خود را بيرون كنى و بمن دهى، پيغمبر ٦ لقمه از دهان در آورد و باو داد و زن آن را خورد. امام مىفرمايد: آن زن تا وقتى كه از دنيا برفت به مرضى مبتلى نشد.
از انس بن مالك: من ٩ سال پيغمبر ٦ را خدمت مىكردم و به خاطر ندارم كه هرگز يك بار بمن گفته باشد چرا چنين نكردى، اين كار را انجام ندادى، و هرگز مرا بر چيزى شماتت ننمود.
و نيز انس گويد: من ده سال با پيغمبر ٦ مصاحبت داشتم و انواع عطرها را استشمام كردهام ولى هرگز بويى از بوى دهان حضرتش بهتر نيافتم و چون يكى از اصحاب به ملاقات او مىآمد حضرت با او بر مىخاست و جدا نمىشد تا طرف جدا و