مکارم الأخلاق ت میرباقری - شیخ طبرسی - الصفحة ٤٧٥ - آنچه وقت سوار شدن و در مسير گفته مىشود
نمىتوانم، باو ميگويد زمزمه كن، و همواره در آرزو بسر برد تا فرود آيد.
و فرمود: هر كه بوقت سوار شدن گويد: «بنام خدا، جز از طرف خدا نيرويى وجود ندارد، سپاس خدايى را كه اين مركب را براى ما تسخير كرد، و گر نه ما قادر بر تسخير او نبوديم» جان و مركبش مصون بماند تا فرود آيد، و در روايتى ديگر وقت سوار شدن بگويد: «سپاس خدايى را كه ما را به اسلام رهبرى كرد، و قرآن تعليم داد، و به وجود محمد بر ما منت نهاد، پاك است خدايى كه اين مركب را مسخر ما كرد، و گر نه براى ما تسخير آن امكان پذير نبود، و ما بسوى حق باز ميگرديم، و سپاس خدايى را سزد كه پروردگار جهانيان است، خداوندا تو ما را بر پشت مركب بنشانى، و در كارها يارى كنى، و رفيق و همراه سفر مايى و جانشين ما بر زن و مال فرزند مايى، خداوندا تو بازوى من و ياور منى» و چون مركب براه افتاد در راه بگو: بحول و قوه الهى بيرون ميروم بىآنكه در خود نيرويى داشته باشم، خداوندا بتو از هر حول و قوهاى اجر تو، برائت مىجويم، خداوندا در اين سفر از تو بركت مىخواهم و براى اهل اين سفر نيز بركت مى طلبم، خداوندا از فضل واسع تو رزق حلال و پاك مىجويم و مرا در زندگى راحت و خوش و سلامت بدار، خداوندا به نيرو و قدرت تو، من به اين سفر ميروم بىآنكه بغير تو اميد و اعتمادى داشته باشم، در اين سفر بمن توفيق شكر و عافيت عنايت كن، و به اطاعت و عبادت خود موفق بدار، تا از من خشنود شوى اى داراى جلالت و بزرگى. و به رحمت خودت اى رحمت آرندگان».