مکارم الأخلاق ت میرباقری - شیخ طبرسی - الصفحة ٤٧ - در قسمتى از احوال و اخلاق او
با هيچ كس آنچه را مكروه ميداشت نميگفت و چنان راه ميرفت كه گوئى از بالا به سرازيرى پايين مىآيد يعنى با كمال فروتنى قدم برمىداشت و ميفرمود بهترين شما خوش اخلاق ترين شما است.
از غذا نه تعريف ميكرد نه بدگوئى مىنمود و اصحابش در محضر او در سخن نزاع نمىكردند و اين محدث در بارهاش ميگويد هرگز پيش از پيامبر و بعد از او مانندش را نديدم.
از امام صادق (ع) گويد: پيامبر ٦ چون در شب تاريك ديده ميشد نورى همچون پاره ماه در او مشاهده مىگشت.
و از آن حضرت (ع): جبرئيل بر پيامبر ٦ نازل شد و گفت خداوند جل جلاله ترا سلام ميرساند و بتو پيغام ميرساند:
اين صحراى مكه را اگر بخواهى براى تو پر از طلا كنم، پيامبر ٦ سه بار به آسمان نگاه كرد و سپس فرمود: نه خداوندا ولى دوست دارم يك روز سير باشم ترا حمد گويم و يك روز گرسنه بمانم و از تو سؤال كنم.
و نيز از آن حضرت (ع) گويد: پيامبر ٦ گوسفند خانه را مىدوشيد.