مکارم الأخلاق ت میرباقری - شیخ طبرسی - الصفحة ١٧٩ - در دستبندها
فرمود: بنزد پدرم رويد و سلامم بوى ابلاغ كنيد و بگوييد: كه پس از رفتن شما غير از اينها چيزها بدست ما نرسيده، در هر راه مىخواهيد مصرف كنيد. آن دو آمدند و پيام مادر رسانيدند، پيغمبر ٦ آنها را بوسيد و هر يك را بر زانو نشاند. بعد دستور داد دستبندها را شكستند و تكه تكه كردند، و اهل صفّه را كه جمعى از مهاجران بىخانه و بىمال بودند صدا زد و آنها را بين ايشان تقسيم فرمود، و بعد افرادى را كه پوشش نداشتند و برهنه بودند صدا زد، و آن پارچه را كه طولانى بود، به يكى از آنها داد تا به اندازه لنگى از آن بردارد و بقيه را بديگرى سپرد، تا آنكه جمعى را پوشيد، و بزنان دستور داد كه تا وقتى مردان سر از ركوع و سجده برنداشتهاند سر بر ندارند، از آن رو كه لنگ آنها كوتاه بود و از پشت سر عورتشان ديده ميشد، و بعدا اين امر سنت گشت كه زنان زودتر از مردان سر از ركوع و سجده برندارند. سپس پيغمبر ٦ فرمود: خدا رحمت كند فاطمه (ع) را، خداوند با چنين پوششى از پوششهاى بهشت او را بپوشاند، و با چنين دستبندهايى از بهشت زينتش بخشايد.
از حضرت كاظم: پيغمبر ٦ بر دخترش فاطمه (ع) وارد شد، و او گلو بلندى بگردن داشت، پيامبر ٦ از وى روى بگردانيد، فاطمه (ع) (از اين رفتار پدر)