مکارم الأخلاق ت میرباقری - شیخ طبرسی - الصفحة ٢٣ - فصل اول اخلاق و شمايل، و رفتار او با مجلسيان
چون بطرفى توجه مينمود با همه بدن بدان جا توجه مىنمود، در نگاه كردن چشمان خود را فرو مىهشت (خيره و هيز نگاه نميكرد) به زمين بيشتر نظر مىنمود، غالبا نگاهش كوتاه (شرم آلود) بود با اصحاب راه مىرفت، و همواره بسلام ابتدا مىكرد.
حضرت حسن مىفرمايد: به هند گفتم منطق او را توصيف كن: وى گفت:
پيغمبر ٦ پيوسته هالهاى از حزن وجودش را فرا گرفته بود، همواره فكر ميكرد، راحت و آسايش برايش وجود نداشت، بىضرورت حرف نميزد، سكوتش طولانى بود، سخن را بگوشه لب تمام مىكرد (روشن و واضح حرف ميزد)، سخنانش جوامع[١] الكلم بود، خالى از زوائد و نه قاصر در مقصود، سهل گير، خوشخو. نه بكسى جفا مىكرد، و نه كسى را پست مىشمرد، نعمتهاى الهى را بزرگ مىشمرد اگر چه بسيار اندك بود، از غذا نه تعريف زياد ميكرد و نه بدگويى مىنمود، براى دنيا و آنچه مربوط بدنيا بود خشمگين نميشد.
و چون غضبناك مىگشت هيچ چيز آتش غضبش را فرو نمينشانيد تا وقتى كه او را در راه حق يارى كنند و هرگز براى خود (و امور شخصيش) خشمگين نمىشد و
[١]- پيغمبر٦ فرمود: خداوند بمن جوامع الكلم داده، يعنى سخنان كوتاه و پر معنى( كلمات قصار).