شرح دعاى صباح - آقا نجفى قوچانى - الصفحة ٦٧ - بيان اجمالى في حسب المصطفوى
نخواهد بود و لذا نبى اكرم صلى اللّه عليه و آله فرمود: «الفقر فخرى»[١] چون فقر عبد التفات است به اينكه الملك كله لله الواحد القهار و اين فخر عبد در كمال ممدوحية است، اگر التفات به او حاصل شود و لكن فقير در عرف، آن باشد كه ضيق معيشت داشته باشد با عدم صبر و رضا به آن و اين، آن فقرى است كه فرمود: «كاد الفقر ان يكون كفرا»[٢]. اليك متعلّق است به التجأ، من الذنوب متعلّق است به هاربا و هاربا حال است از فاعل التجأ. چون داعى كوبيد باب رحمت واسعه را هاربا من الذنوب و راجيا للمغفرة و احتمال داد كه نا اميد و مأيوس گردد به واسطه بدى اعمال و اخلاق و عدم استعداد چون عطا در آنجا بىاستعداد و قابليّت نخواهد بود لهذا استيناس فرمود ثانيا و اضافه داد رب را به سوى خود و عرض نمود: اى معبود من، چگونه طرد و منع مىكنى فقيرى را كه ملتجى شده است به سوى تو در حالى كه از ذنوب خود گريخته؟! ام كيف تخيّب مسترشدا قصد إلى جنابك ساعيا.
ام منقطعه، كيف استفهاميه است. جناب به فتح و كسر به معنى فنا است. ساعيا حال است از فاعل قصد و در بعض نسخ ضاقيا به معنى متقرّبا و احتمال دارد كه ساغبا به غين معجمه و باء موحّده باشد و تصحيف شده باشد به ساعيا يعنى جاعيا و تاعبا و اين احتمال اقرب و انسب است لفظا به جهت حصول سجع با شاربا و هاربا و امّا معنا به جهت حصول مشابهت تامّه بين احتياج مذنب به غفران و ناقص به كمال و فقير به غنى و بين احتياج گرسنه به غذا پس ساغبا متضمّن تشبيه معقول است به محسوس و استعاره محسوس است از جهت معقول، تقريبا للأذهان و تفهيما للأفهام [١] پس خالى از لطف نيست.
ام كيف تردّ ظمآنا ورد إلى حياضك شاربا، ام منقطعه و كيف استفهاميه است. ترد فعل و فاعل، ظمآنا مفعول به، به معنى عطشان، ورد إلى حياضك صفت ظمآن است.
______________________________ [١] همان طورى كه مىدانيم، استعاره در حقيقت خلاصه شده تشبيه است كه مشبّه (مستعار له) به تنهايى ذكر مىشود و يا مشبّه به (مستعار منه) و در اينجا به منظور نزديك ساختن به اذهان و بهتر فهماندن مطلب تشبيه معقول به محسوس كرده و استعاره آورده است محسوس را از معقول.
[١] - سفينة البحار ط، نجف، ج ٢- ٣٧٨، گلستان سعدى ١٧٦.
[٢] - احاديث مثنوى مولوى، ص ٤٥.