شرح دعاى صباح - آقا نجفى قوچانى - الصفحة ٦٣ - بيان اجمالى في حسب المصطفوى
هر گاه متعدّى به يمن استعمال شود، به معنى عفو است و كان تامّه است، اى عما وقع من زللى بيان ما وقع است و زلل به معنى لغزيدن است پس خصوص خطا در رفتار و كردار است كما آنكه خطا اعم است و شامل شود خطا، در اقوال و افكار را يعنى حال كه باب رحمت تو را كوبيدم و از گناهان به سوى تو گريختم و زدم دست ولاء خود را به دامن اولياء و مقرّبين درگاهت كه حبال ممدوده بين تو و بين خلقند پس عفو كن آنچه از من شده است از لغزيدنها و كج رفتاريهايى كه در ساحت جلال تو خلاف ادب و زشت بوده است.
و اقلنى اللّهمّ صرعة ردائى.
صرعه به فتح به معنى افتادن و ردا جامهاى است كه موجب تجمّل و زينت انسان است و افتادن ردا در اينجا كنايه از نقص تجمّل نفس ناطقه است، به عفّت و شجاعت و حكمت كه عبارت از عدالت است و عدالت رداء نفس و موجب تجمّل نفس است و مراد افتادن اين ردا است از نفس به واسطه گناهان و اخلاق رذيله.
يعنى: بار خدايا تجاوز كن و بگذر از اين افتادن ردا و بىردا در حضور تو بودن! در بعضى نسخ «من صرعة ردائى» و احتمال دارد كه صرعه به معنى مرض صرع باشد و مراد در اينجا نقص نفس باشد به طور استعاره يعنى: بار خدايا اقاله كن مراد از اين مرض باطنى.
فانّك سيّدى و مولاى و معتمدى و رجائى، كأن ذكر برهانى است براى اعطاى اين سؤالات و كبير مطوى شده است چنانچه اين مولا در مناجات خود عرض مىكند «مولاى يا مولاى أنت المولى و انا العبد و هل يرحم العبد الاّ المولى» [١] و غاية مناى في منقلبى و مثواى، مثوى مكانى است كه طول اقامه در او بشود و مراد در اينجا منزل اخروى است و طول اقامه در او معلوم است كه إلى الأبد خواهد بود و نهايت ندارد، اهل جنّت باشد يا اهل نار كما قال: «خلقتم للبقاء لا للفناء» [٢].
______________________________ [١] مفاتيح الجنان، ص ٧٩٦، مناجات امير المؤمنين ٧، يعنى: اى آقاى من، اى آقاى من! تو اى مولاى من و من بنده (فقير) توام و آيا در حقّ بنده كسى جز مولايش ترحّم خواهد كرد؟
[٢] آيت اللّه جوادى آملى، عيون مسائل النّفس، ص ٢٣ و ٤٠٦. يعنى: شما را براى بقا و هميشگى