شرح دعاى صباح - آقا نجفى قوچانى - الصفحة ٦١ - بيان اجمالى في حسب المصطفوى

انسان شده است و اثبات يد از براى او استعاره تخييليّه است.

يعنى: اى معبود من! كوبيدم در رحمت تو را به دست اميد خود، هنوز مأيوس نشده‌ام و لو گناه و جرأت زياد نموده‌ام چو خود فرموده‌اى: «انّه لا ييأس من روح اللّه الاّ القوم الكافرون». پس قطع اميد من مكن و از در رحمت خود مرا نا اميد برنگردان كه ديگرى نيست كه رو به او آورم.

و هربت إليك لاجيا من فرط أ هوائى.

عطف است بر قرعت لاجيا حال است از فاعل من فرط، متعلّق است به هربت.

يعنى: گريختم به سوى تو در حالتى كه پناه برنده هستم به تو از كثرت ذنوبى كه ناشى از هواى نفس است چون عقوبت او دفع نشود الاّ به رحمت او پس بايد از غضب او گريخت به سوى رحمت او در خبر دعا است: «اعوذ بعفوك من عقابك و برضاك من سخطك و اعوذ بك منك» [١] و گريختن از او به سوى او صفت خوشى است و خصلت نيكو است كه در افراد انسان هم موجب ترحّم شود مثل ملتجى شدن از غضب سلطان به او يا به چيزهايى كه منسوب به او است پس موجب ترحّم شود و همچنين طفلى را كه مادرش مى‌زند باز رو به مادر مى‌رود! وجه آن كه اين خصلت موجب ترحّم مى‌شود آنكه به اين خصلت معلوم مى‌شود كه اين عبد غير اين مولى و اين طفل غير اين مادر را بزرگ و ملجأ نمى‌داند به عبارت اخرى موحّد است نه مشرك، لهذا موجب ترحّم مى‌شود.

گفت موسى را به وحى دل خدا

كاى گزيده دوست مى‌دارم تو را

گفت: چه خصلت بود اى ذو الكرم‌

موجب آن تا من آن افزون كنم‌

گفت: چون طفلى به پيش والده‌

وقت قهرش دست هم بر وى زده‌

______________________________

«و اذ المنية انشبت اظفارها

الفيت كل تميمة لا تنفع»

كه مستعار منه (سبع: درنده) محذوف است و (اظفار: چنگالها) كه از لوازم آن است براى مستعار له (منيّة: مرگ) اثبات شده است.

[١] غوالى اللالى، ج ٤- ١١٤، بحار الانوار، ج ٩٥- ٤١٧ و اعمال السّنين، باب ١١١: از كيفر تو به عفوت و از خشم تو به رضايت و از تو به خودت پناه مى‌برم.