شرح دعاى صباح - آقا نجفى قوچانى - الصفحة ٣٢ - نكته
مرتبه عقول و عالم ابداع باشد يا مجرّد از ماده است و آن عالم ملكوت و مرتبه نفوس و ملك و عالم اختراع باشد و يا داراى هر دو است و آن عالم كون و طبيعت و عالم ناسوت و عالم خلق باشد چنانكه اوّل را عالم امر هم گويند ألا له الخلق و الأمر [١] مراد از ما كان مطلق كون و وجود است كه همه را شامل شود نه كون مقابل ابداع و اختراع باشد و چون ذات او علّت العلل است و علم او عين ذات است فهو يعلم كلّ شىء قبل كونه و لو قبليّة في المرتبة الا يعلم من خلق و هو اللّطيف الخبير [٢].
يعنى: و آنچنان كسى كه عالم است به وجود كلّ شىء قبل وجود، چه وجود گرفته باشد يا بعد وجود گيرد.
يا من أرقدنى في مهاد امنه و امانه، چون كه ذكر كرد اوّلا شطرى از فضايل را كه بعضى ثبوتى و بعضى سلبى است، شروع كرد در ذكر بعضى امّهات فواضل و نعم كه عطا نموده به عبد و از اين رو اعادت موصول و حرف ندا را نمود با تغيير اسلوب و سجع.
ارقاد به معنى خوابانيدن، مهاد جمع مهد و جمعيّت يا به اعتبار ازمنه و يا به اعتبار تعدّد امن و امان به تعدّد اسباب خوف و شر و اضافه مهاد به امن از اضافه مشبّه به، به مشبّه است، مثل لجين الماء و أمن، اطمينان قلب است ضدّ الخوف، امان به معنى حفظ و حراست است، مثل زده است رأفت و مهربانى حق را نسبت به بندگان به رأفت و مهربانى مادر كه بچّه را در مهد مىخواباند و در مقام حفظ و حراست او قيام مىنمايد، پس كلام از قبيل تمثيل مركّب است. [٣] يعنى: اى آنچنان كسى كه خوابانيده است مرا در امن و امان خويش كه مثل گهواره است.
______________________________ [١] اعراف- ٥٤: آگاه باشيد كه آفرينش و تدبير (جهان) براى او (و به فرمان او) است.
[٢] ملك- ١٤: آيا آن كسى كه موجودات را آفريده، از حال آنها آگاه نيست؟ در حاليكه از اسرار دقيق با خبر و نسبت به همه چيز عالم است.
[٣] احتمالا تمثيل مركّب همان استعاره تمثيليّه است كه مجاز مركّب و به عبارتى جملهاى در غير معنى اصلى و در غير ما وضع له استعمال شود، مانند: «هذا الرّجل يقدّم رجلا و يؤخّر اخرى» كه مستعار له، مردّد بودن آن مرد است.