شرح دعاى صباح - آقا نجفى قوچانى - الصفحة ٢٩ - نكته

و في الحديث: «انه لا يوصف بالكيف و كيف أصفه بالكيف و هو الذي كيّف الكيف»[١] و في حديث آخر «ما وحّده من كيفه» و في حديث آخر: «كيف أصف ربى بالكيف و الكيف مخلوق و الله لا يوصف بخلقه»[٢] و غير ذلك من الأخبار و الأدلة و هي عرض و هو ليس في مرتبة الوجود و الموضوع و انما فيه قوته و حامل القوة هو المادة و لا وجود لها بدون الصورة و المركب منهما جسم، تعالى عن ذلك علوا كبيرا. [١] نكته: بدان كه بنا بر عموم مجانسه همه انحاء اتّحاد راحتى اتّحاد در كيف را كما آنكه اشاره شد وجه ذكر او، ثانيا و تنزيه حق از او بالخصوص كثرت وقوع اتّحاد در كيف كه معنى مشابهت است در موجودات، لهذا نفى آن اهم از باقى است چو توهّم وقوع آن قريب خواهد بود كما لا يخفى.

يا من قرب قربا من خواطر الظّنون، [٢] خواطر جمع خاطرها و او چيزى است كه وارد بر قلب مى‌شود بدون فكر و رويه و هو بالقسمة الاوليه چهار قسم است: چون آن چيز يا امر ربّانى است پس وحى ناميده مى‌شود، يا امرى است ملكى پس الهامش گويند، يا امرى است نفسى پس او را هاجس خوانند و يا امرى است شيطانى پس او را وسواس گويند و معلوم گردد به ميزان شرع. پس اگر چيزى است كه در شرع موجب قرب به خدا است، پس از دو قسم اوّل است و اگر از مكروهات شرع است، پس از دو قسم آخر است‌

______________________________ نيز حادث است و اگر بگوييم كيفيات و صفات حق، قديمند (چنان كه اشاعره گويند) و خارج از ذات قهرا تعدّد قدما لازم آيد و بلكه خداوند مبرّا از كيفيّات و صفات خارج از ذات است بلكه صفات او عين ذات مقدّس او و او داراى وحدت حقّه حقيقيّه است.

[١] در كتب كلامى ثابت شده است كه در خداوند هيچ نوع تركيبى (چه تركيب خارجى و چه ذهنى) راه ندارد، او بحث و بسيط من جميع الجهات است.

[٢] در بعضى از كتب ادعيه، كلمه قربا نيامده و به جاى خواطر، خطرات آمده است.


[١] - كافى، ج ١، كتاب التّوحيد، باب النهى عن الصفة بغير ما وصف به نفسه، حديث ١٢، از امام صادق ٧.

[٢] - كافى، ج ١، كتاب التّوحدى، باب النهى عن الكلام في الكيفية، حديث ٩ از پيامبر صلى اللّه عليه و آله در پاسخ يهودى، به نقل از امام صادق ٧ آمده است.