ولايت تشريعى و تكوينى در قرآن مجيد

ولايت تشريعى و تكوينى در قرآن مجيد - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٩٥

سؤال سوم ولايت تكوينى ومسأله غلو

از انديشه‌هاى باطل، پيرامون مسأله ولايت بر تصرف اين است كه تصور مى‌شود چنين اعتقادى مايه «غلو» در حقّ پيشوايان است، در صورتى كه چنين اعتقادى ارتباطى به غلو ندارد.

«غالى» كسى است كه بندگان خدا را از مقام عبوديت بالا برده و صفات خدا و افعال او را براى آنان ثابت كند، مثلا بگويد: «تدبير نظام آفرينش از آن پيشوايان معصوم است، آنان «خالق» و «رازق»، «محيى» و «مميت» على الا طلاق مى‌باشند».

حقيقت غلو اين است كه يا آنها را خدا بدانيم و يا آنها را مبدأ افعال خدايى.[١] بشناسيم و هيچ كدام از اين دو ملاك، در ولايت تكوينى موجودنيست، زيرا نه كسى آنها را خدا مى‌داند و نه افعال و كارهاى الهى را براى آنها اثبات مى‌كند، بلكه مى‌گوييم آنان در پرتو يك رشته عللى كه در بخش عصمت بيان گرديد، داراى قدرتى‌


[١] - مقصود از« افعال خدايى» اين است كه فاعل در فعل خود مستقل بوده و در انجام آن به مقامى متكى نباشد، خواه آن فعل به صورت فعل طبيعى انجام گيرد، يا به شيوه خارق‌عادت؛ تفصيل اين قسمت در جلد دوم اين مجموعه آمده است.