ولايت تشريعى و تكوينى در قرآن مجيد - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٩٢
مغايرت نداشت ولى هرگز دليل و گواه بر راستگويى و ارتباط وى با جهان وحى نبود. مثلا مىگفتند: «تو بايد داراى باغ و خانهاى بس مجلل باشى» آنجا كه مىگفتند:
أو تكون لك جنّة من نخيل و عنب ....
«تو بايد باغى مملو از نخل و انگور داشته باشى».
در صورتى كه ثروت و مكنت دليل و گواه نبوّت انسان نيست و گرنه بايد «اوناسيس» هاى[١] جهان، همگى پيامبران آسمانى باشند.
قرآن مجيد به منظور انتقاد از درخواست آنان، دو جمله زير را فرمود:
١. سبحان ربّى: «منزه است پرودگار من» و با اين جمله خواست خدا را از رؤيت و مشاهده، كه مورد درخواست آنان بود، و همچنين از انجام كارهاى منافى هدف رسالت مانند كوبيدن آسمانها بر سر آنها، و يا انجام كارهاى لغو و غير مؤثر در هدايت، تنزيه كند، و بگويد خداى من پيراسته از آن است كه ديده شود و يا كار منافى هدف رسالت انجام دهد.
٢. ... هل كنت إلا بشرا رسولا برخلاف پندار استدلال
[١] - ميلياردر معروف يونان.