ولايت تشريعى و تكوينى در قرآن مجيد - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ١٠١
تصرفاتى در جهان گردند و به اشاره غيبى در جهان خلقت، تصرفاتى انجام دهند.
٢. حدومرز تسلط انسان كامل بر قلوب و ارواح، بر انسان و جهان براى ما كاملا روشن نيست و هرگز نمىدانيم كه تا چه اندازه بر جهان حكومت دارند و ما چون از اين مراحل دور هستيم هرگز نمىتوانيم قدرت و تسلط آنها را بهطور دقيق اندازهگيرى كنيم، امّا به طور كلى وحى خبر داده كه آنها داراى علم الكتاب و مجارى فيض الهى مىباشند و اين وضع براى آنها جزو سنت الهى است.
٣. از آنجا كه دارندگان چنين قدرت و تسلطى، بر اثر عللى كه يكى از آنها بندگى و تسليم محض است، به اين مقام رسيدهاند طبعا در گفتار و كردار خود از هر نوع هوىوهوس بدور خواهند بود، انگيزه آنان براى چنين تصرفاتى يك عدّه امور معنوى و مصالح كلى مىباشد، از اين جهت آنچنان نيست كه هرچه ما از آنها بخواهيم آنان انجام دهند. كرامات آنان به خاطر يك رشته مصالح (بيشتر ارشاد و اصلاح) انجام مىگيرد و هرگز آنچنان نيست كه اولياى الهى پيوسته پديد آرندگان اعجاز و صاحبان كرامت باشند، بلكه آنان به اذن الهى، در زمينههاى خاصى دست به اعجاز و كرامت مىزنند و آيات قرآن بر اين مطلب در موارد بىشمارى گواهى مىدهد.
~