ولايت تشريعى و تكوينى در قرآن مجيد - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ١١
طبيعت، و تحريك انديشه انقطاع از بدن، از طريق آهنگهاى تند و ديگر نواهاى رقصآور، به اوج شور مىرسند و به گونهاى پيوند خود را با جهان ماده قطع مىكنند.
در اين موقع است كه نيروى مرموز روانى، ميدانى براى عمليات خارقالعاده خود پيدا مىكند و كارهايى انجام مىدهد كه در موارد ديگر قادر به انجام آنهانيست.
در آيين مقدس اسلام، آشنايى با اين نيروى مرموز و ايجاد ارتباط با آن از طريق رياضتهاى حرام و ضد فطرت و تشكيل جلسات وجد و سماع و شور و خلسه، كاملا ممنوع بوده و اكيدا تحريم شده است. هرچند بسيارى از دراويش، روى كارهاى خود، نامهاى مقدس نهاده و از نخستين مرحله شور، تا پايان آن از الفاظى مانند: «مراقبه»، «كمال عبوديت»، «ذكر آزاد»، و ... استفاده مىكنند، درحالىكه هيچ كدام از آنها، جذبه الهى و شعله معنوى نيست كه در دل آنان پديد آمده است، بلكه با عوامل صناعى، توجه خويش را به بدن كم كرده و سرانجام ميدان عمليات روح وسيعتر گرديده است.
راه سالم براى تحصيل تسلط بر اين نيرو و قدرت، همان عبوديت و بندگى خداست. بندگى حق، به نفس انسانى قدرت و توانايى عجيبى بخشيده و او را يك رشته كارهاى خارقالعاده مسلط