ولايت تشريعى و تكوينى در قرآن مجيد - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٣١
مرموزى است كه قدرت و نيروى بس شگرفى دارد، كار و كوشش موجودات آن جهان در گرو قوانين مادى و نواميس طبيعى نيست، بلكه يك نوع حكومتى بر اصول مادى دارد. در اينجا بد نيست داستان زير را كه يك مرد انگليسى ديرباورى را به امور غيبى، معتقد ساخت بشنويد:
«مرتاضى» را به نام «هاريكن» در «هند» درحالىكه زبان خود در دهان برگردانيده و لبها دوخته بود و سوراخهاى بدن خويش را با موم بسته بود، در ميان تابوت گذاردند، و تابوت را مهروموم كرده و در ميان قبر نهادند و شبوروز نگهبانان اطراف تابوت را زير نظر گرفتند.
پس از شش هفت روز تابوت را از قبر درآورند و ديدند مهرهاى آنان دست نخورده است، مرتاض را از ميان آن بيرون كشيدند، ديدگان او شيشهاى، دستوپايش خشك، پوستش چين خورده شده و نبضش نمىزد؛ دهان و بينى و گوشش را باز كرده و آب گرم به سر و صورتش ريختند و تنفس مصنوعى دادند، در نتيجه پس از نيم ساعت بيدار شد![١] اين عمل هرچه باشد خواه آن را مرگ و تجديد حيات بناميم و يا اينكه آن را يك خواب گران و سنگين بخوانيم، بالأخره با اصول
[١] - سالنامه نور دانش، ١٣٢٥