ولايت تشريعى و تكوينى در قرآن مجيد

ولايت تشريعى و تكوينى در قرآن مجيد - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٦٥

در اين آيات حضرت مسيح، امور زير را به خود نسبت مى‌دهد:

١. ساختن پرنده‌اى از گل‌

٢. دميدن در پرنده و زنده كردن آن‌

٣. شفاى كور مادرزاد.

٤. درمان بيمارى پيسى.

٥. زنده كردن مردگان.

حضرت مسيح خود را فاعل اين امور مى‌داند، نه اينكه او درخواست كندو خدا انجام دهد بلكه مى‌گويد: «اين كارها را من به اذن خدا انجام مى‌دهم» اذن خدا در اين موارد چيست؟ آيا اذن در اين موارد يك اجازه لفظى است؟ به‌طور مسلم نه، بلكه مقصوداز آن اذن باطنى است. به اين معنى كه خدا به بنده خودآنچنان كمال و قدرت و نيرو مى‌بخشد كه وى به انجام چنين امورى توانامى‌گردد.

گواه بر چنين تفسيرى اين است كه بشر نه تنها در امور غير عادى به اذن خدا نيازمند است، بلكه در تمام امور به اذن خدا نياز دارد، و هيچ كارى بدون اذن او صورت نمى‌پذيرد، اذن الهى در تمام موارد همان لبريز كردن فاعل از قدرت و رحمت خويش مى‌باشد، در آيه مورد بحث، حضرت مسيح تحقق امور ياد شده را به خود نسبت مى‌دهد و در آيه ديگر خدا نيز صريحا امور مزبور را به خود او نسبت‌