ولايت تشريعى و تكوينى در قرآن مجيد

ولايت تشريعى و تكوينى در قرآن مجيد - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٩٦

مى‌شوند كه به اذن الهى مى‌تواند در مواردى كه انگيزه ارشاد و اصلاح باشد، در جهان آفرينش تصرف نمايند، اين دو نوع تفكر آنچنان باهم فاصله دارند كه به زحمت مى‌توان شباهتى بين آن دو تصور نمود؛ زيرا هرگاه خداوند بنده خود رابه انجام كارى به منظور ارشاد مردم قادر ساخت، چيزى از قدرت او كم نمى‌شود و بنده صاحب ولايت، گام از مقام عبوديت فراتر نمى‌گذارد.

موقعيت يك انسان كامل نسبت به خدا، موقعيت فرزندى است كه با سرمايه پدر در تجارتخانه او مشغول بازرگانى مى‌گردد و يا بسان وكيلى است كه با سرمايه موكل خويش كسب‌وكار مى‌كند.

تسلط و قدرت فرزند و وكيل، شاخه‌اى از اراده و خواست پدر و موكل است، از اين جهت اين نوع قدرت و تسلط هرگز مايه شرك نبوده، بلكه بوى شرك را هم نخواهد داشت.

هرگاه خداوند به فرشته و يا فرشتگانى قدرت بدهد كه سرزمين قوم لوط را بمباران كرده همه را زيرورو كنند، هرگز اعتقاد به وجود چنين قدرتى در آنها مستلزم شرك و همتايى فرشتگان با خدا، نمى‌گردد.

هرگاه خداوند چنين قدرتى را به بنده‌اى و يا بندگانى عنايت كند، اين نيز سبب نمى‌شود كه گردى بر دامن كبريايى او بنشيند.