ولايت تشريعى و تكوينى در قرآن مجيد - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٩١
آنان از پيامبران، معجزات هفتگانهاى خواستند كه برخى از آنها محال است و ممتنع بود[١] مانند نشان دادن خداوند، چنانكه مىگفتند: أو تأتى باللّه: «خدا را نشان ما بدهى».
برخى ديگر با هدف رسالت كاملا مغاير و منافى بود، مانند كوبيدن آسمانها بر سر آنان كه مايه مرگ آنها بوده، و در اين صورت هدف رسالت كه هدايت و رهبرى بود از ميان مىرفت، چنانكه مىگفتند:
أو تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفا ....
«آسمانها را بر سر ما بريزى».
و بعضى ديگر هرچند ممكن بود و با هدف رسالت هم
[١] - تقاضاى آنان از پيامبر در سوره اسراء آيه ٩٠ تا ٩٤ چنين آمده است:\i و قالوا لن نؤمن لك حتّى تفجر لنا من الأرض ينبوعا* أو تكون لك جنّة من نخيل و عنب فتفجّر الأنهار خلالها تفجيرا* أو تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفا أو تأتى باللّه و الملائكة قبيلا* أو يكون لك بيت من زخرف أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتّى تنزّل علينا كتابا نقرؤه قل سبحان ربّى هل كنت إلا بشرا رسولا:\E« و گفتند: ما هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد، تا اينكه از زمين بر ايمان چشمههايى بيرون آورى. يا آنكه تو را باغى از خرما و انگور باشد كه در ميان آن باغ نهرهاى آب جارى گردد. يا آنكه آسمان بر سر ما فروافتد يا آنكه خدا و فرشتگان را در برابرمان حاضر كنى. يا آنكه خانهاى« زرنگار» دارا باشى، يا آنكه به آسمان بالا روى و باز هم هرگز آسمان رفتن تو دليل ايمان ما نمىشود مگر آنكه بر ما كتابى نازل كنى كه آن را قرائت كنيم، بگو: منزه است پرودگار من، آيا من چيزى بيشتر از يك بشر پيام رسانم؟».