ولايت تشريعى و تكوينى در قرآن مجيد

ولايت تشريعى و تكوينى در قرآن مجيد - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٨٧

گردد، و فاعل بودن هر فاعلى و تأثير هر مؤثرى- از درخشندگى خورشيد گرفته تا نور افشانى ماه، از راه رفتن و سخن گفتن انسان تا شفا دادن و زنده كردن حضرت مسيح و ...- در پرتو قدرتى است كه از خدا اخذ كرده، و در سايه نيرويى است كه هر آنى از مقام ربوبى به او مى‌رسد، و در اين قسمت ميان فاعل دانا و غير دانا، ميان كارهاى عادى و غير عادى، تفاوتى نيست و همه كارهاى انسان به يك معنى معلول خود انسان و به يك نظر معلول خدا است.

اين حقيقت را نه تنها براهين فلسفى اثبات مى‌كند، بلكه در احاديث متواتر خاندان رسالت نيز به صورت «بل أمر بين الأمرين» وارد شده است، زيرا گروهى كار بندگان خدا را مستقيما فعل خدا دانسته و خود را آلتى بيش نمى‌دانند و آنان همان جبريها هستند كه در اصطلاح دانشمندان به آنها «مجبّره» مى‌گويند، در برابر اين گروه جمعيت «مفوّضه» است كه بشر را در كارهاى خويش مستقل و بى‌نياز از قدرت الهى تصور مى‌نمايد و فقط مى‌گويد: «ما در اصل وجود خويش به خدا نياز داريم نه در فعل و ايجاد».

پيشوايان معصوم شيعه، با الهام از كتاب الهى و علوم نبوى به رد هر دو مكتب پرداخته و فرموده‌اند:

«لا جبر و لا تفويض بل منزله بين المنزلتين».[١]


[١] - بحار الأنوار، ج ٥، ص ٧١.