ولايت تشريعى و تكوينى در قرآن مجيد - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ٣٥
فرد بيمار، دستورهاى پزشك را يكى پس از ديگرى به كار مىبندد و به ظاهر مىانديشد كه دارويى مىخورد ولى از آن غافل است كه اين داروها چه آثار نيكى در روان او پديد مىآورد؛ وقتى دوران نقاهت به آخر رسيد مىفهمد كه در طول بيمارى با مصرف دارو و خوردن غذا چگونه تندرستى خود را ذخيره كرده است.
دستورهاى شرايع آسمانى و وظايفى كه خداوند براى بندگان خود تعيين كرده است از اين قاعده مستثنى نيست، عبادات و وظايف ظاهرى، خودبخود مورد علاقه شارع نيست، و اگر اسلام انجام دادن آنها را خواسته، به خاطر فوايد و آثارى است كه در درون انسان پديد مىآورد و به خاطر «قربى» است كه نسبت به حضرت حق پيدا مىكند و «تكاملى» است كه به وجود او مىبخشد. افراد باايمان، از نخستين لحظهاى كه دستورهاى دينى خود را به كار مىبندند، ناخودآگاه گام در صراط تكامل نهاده و صفات و ملكات را در باطن ذخيره مىكنند. به طور مسلم كمال روحى افراد يكسان نخواهد بود و مقاماتى كه در اين راه به دست مىآورند، متفاوت مىباشد، زيرا اطاعت و بندگى آنان يكنواخت نيست.