ولايت تشريعى و تكوينى در قرآن مجيد

ولايت تشريعى و تكوينى در قرآن مجيد - سبحانى، شيخ جعفر - الصفحة ١٠

مى‌بلعند و سيم مثبت و منفى برق را در دست مى‌گيرند.

گروهى كه با حقيقت عمل آنان آگاهى ندارند، آنان را ساحر، جادوگر شعبده‌باز تردست، حقّه‌باز ماجراجو، اعجوبه، ديوانه و يا مؤمن و بنده خاص مى‌نامند. درحالى‌كه آنان از هيچ‌يك از اين تيره‌ها نيستند. گواه بر اين مطلب اين است كه آنان درهرحال و شرايطى به انجام چنين كارهايى قادر نيستند، بلكه پس از يك رشته عمليات كه مايه انقطاع و يا بى‌توجهى روح به جهان طبيعت است، مى‌توانند چنين كارهايى را انجام دهند.

آنان انسانهايى هستند كه تحت شرايطى بر اين نيروى مرموز روح دست يافته، و از آن نيرو بر انجام اين كارها كمك مى‌گيرند، وقتى شرايط دگرگون گرديد، پيوند آنان با اين نيرو قطع گرديده، ديگر به انجام نمونه كوچكى از اين كارها قادر نيستند.

حالا اين شرايط و اوضاع چيست كه به آنان اين قدرت و توانايى را مى‌بخشد و آنان را با مركز اين قدرت مرتبط مى‌سازد؟ فعلا وارد آن نمى‌شويم. ولى اگر آنان را از نزديك ببينيد و ارتباطى با آنها داشته باشيد، مى‌توانيد از عواملى كه استفاده از اين نيرو را ممكن مى‌سازد، آگاهى به دست آوريد. امّا هرچه هست، هردو گروه (مرتاضان و دراويش) با يك سرى رياضات و يا عملياتى از قبيل فرورفتگى در خويش، و انديشه ارتباط با ماوراى ماده، و قطع ارتباط با جهان‌