حكومت دينى از منظر استاد شهيد مطهري - قدردان قراملكى، محمد حسن - الصفحة ٧١
حد الشرك باللّه[١].
هر كس از شما كه بتواند احاديث ما را روايت و به احكام حلال و حرام ما نظر كند و شناخت به احكام داشته باشد، بايد او را «حكم» قرار داد و بدان راضى شد. چرا كه من او را بر شما حاكم قرار دادهام. و زمانى كه او به حكم ما حكم كند و از او قبول نگردد در حقيقت به حكم خدا بىتوجهى شده است و ما را ردّ كردند. رد كننده ما رد كننده خداست و اين در حد شرك به خداست.
استاد در دلالت آن بر ولايت فقيه مىگويد:
امام مىآيد نايب عام معين مىكند و مىگويد:
انظروا الى من روى حديثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا.
آن كسى كه حديث ما را روايت كرده باشد و دقيق باشد در حلال و حرام ما، عادل باشد، درستكار باشد.
فقد جعلته عليكم حاكما؛ من او را بر شما حاكم قرار دادم[٢].
٤- توقيع شريف
از حضرت حجت (عج) روايت شده است كه فرمود:
و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الى رواية حديثنا فانهم حجتى عليكم و انا حجة اللّه عليكم[٣].
در حوادث و مسائل واقع شده به عالمان و راويان احاديث ما رجوع كنيد.
چرا كه آنها حجت من بر شما و من حجت خدا بر شما هستم.
برخى دلالت آن را بر ولايت فقيه انكار كرده و «الحوادث الواقعه» را بر حوادث معهود و خاص تفسير مىكنند. اما بعضى ديگر آن را به مطلق حوادث ناظر مىدانند و بدينگونه از آن، نظريه ولايت فقيه را استنتاج مىكنند. استاد در
[١] - اصول كافى، ج ١، ص ٦٧/ و نيز: وسايل الشيعه، ج ١٨، ص ٩٨.
[٢] - اسلام و مقتضيات زمان، ج ١، ص ١٧٥.
[٣] - كمال الدين، ج ٢، ص ٤٨٣.