حكومت دينى از منظر استاد شهيد مطهري - قدردان قراملكى، محمد حسن - الصفحة ١٢٣
البته بايد اذعان داشت كه در مقوله دين و احكام اجتماعى و جزايى و تصوير عقلانى از آن، انديشوران اسلامى كمتر قدم به عرصه تحقيق گذاشتهاند و به تعبير علّامه متفكر:
يك نفر ما نديديم پيدا شود كه يك كتاب بنويسد از منطق اسلام در اين زمينه حمايت بكند[١].
نويسنده در اين فصل تنها به تحليل احكام اجتماعى اسلام و ترابط آن با خشونت و عقلانيت از منظر استاد مىپردازد. اميد است پس از دو دهه و طرح و ترويج شبهات جديد در اين مقوله، محققان و انديشورانى كه دغدغه دين دارند؛ با استمداد از منابع دينى- كه يكى از آنهاست عقلانيت و اصل اجتهاد و در نظر گرفتن مقتضيات زمان و مكان در آن است- خلأ مزبور را پر و آروزى ديرين استاد را جامه عمل بپوشانند.
فلسفه احكام جزايى اسلام
پيش از تبيين احكام جزايى اسلام، نخست به انگيزهها و غايات كيفرهاى دنيوى اشاره مىشوا:
١. اصلاح مجرم:
در اين قسم از كيفرها، هدف اصلاح شخص مجرم است؛ مانند تأديب معلم.
٢. اصلاح اجتماعى:
هدف، اصلاح جامعه و عبرت گرفتن سايران است؛ مانند مجازات اعدام كه در آن هيچ نفعى براى شخص مجرم متصور نيست.
٣. تشفّىخاطر
: كيفرى كه مظلوم براى تشفّىخاطر خودش اجرا مىكند.
٤. احقاق حق:
اين انگيزه- به معناى عام- شامل احقاق حق مظلوم است، خواه توسط شخص يا توسط غير.
٥. پيشگيرى:
اين كيفر به منظور جلوگيرى از ارتكاب كيفرهاى بعدى انجام مىگيرد؛ مثلا، كيفر حبس به منظور جلوگيرى از وقوع جرمهاى بعدى كه توسط
[١] - پيرامون جمهورى اسلامى، ص ١٣٦.