حكومت دينى از منظر استاد شهيد مطهري - قدردان قراملكى، محمد حسن - الصفحة ١٣١
چنين جهادى در رديف دفاع از حقوق انسانى قرار مىگيرد.
بنابر نظر كسانى كه توحيد را جزو حقوق شخصى و حداكثر، حقوق ملى مىدانند، مىگويند:
اين كار جايز نيست. اغلب طرز تفكر اروپاييان- كه در ميان ما هم سرايت كرده- همين است. ولى اگر توحيد را يك مسأله عمومى و جزو حقوق انسانى و از شرايط سعادت عموم بشر دانستيم، جنگ ابتدايى با مشرك به عنوان حريم توحيد و دفاع از توحيد و به عنوان قعط ريشه فساد جايز است[١].
ايشان به اين نكته اشراف دارند كه توحيد و ايمان امر قلبى است و اكراه بردار نمىباشد و نمىتوان با جهاد، مردمى را موحّد كرد. منظور ايشان از تجويز جهاد، سرنگونى حكومت ظالم و رفع مانع از تبليغ اسلام است تا با ايجاد بستر علمى، مردان ملحد آزادانه رو به اسلام بياورند[٢].
استاد شهيد مطهرى در تبيين و اثبات مدعاى خود، به تفكيك «فكر» و «عقيده» مىپردازند كه اوّلى محصول «دليل» و دومى محصول «علت» است.
١. ٣. نفى اكراه در پذيرش اسلام: تبليغ اسلام و گرويدن بدان بايد براساس اختيار و منطق باشد؛ زيرا همانگونه كه گفته شد، اسلام و ايمان امر قلبى است و به تعبير استاد، زوربرادار نمىباشد. ازاينرو، خداوند خط مشى تبليغ اسلام را خطاب به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلّم سه اصل «حكمت»، «موعظه حسنه» و «جدال احسن» ذكر مىكند:
ادع الى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالّتى هى احسن[٣].
در اين آيه، هيچ سخنى از خشونت و راهكار زور و تهديد به ميان نيامده است. لذا، در توضيح آن مىگويند:
[١] - جهاد، ص ٥١- ٥٤.
[٢] - ر. ك: جهاد، ص ٤٨- ٥٥.
[٣] - سوره نحل، آيه ١٢٥.