حكومت دينى از منظر استاد شهيد مطهري - قدردان قراملكى، محمد حسن - الصفحة ١٣٢
مردم را بخوان به سوى راه پروردگارت. با چى؟ با زور؟ با شمشير؟ نه، با حكمت، با منطق، با برهان و ديگر، با موعظه نيك. آنها كه با تو مجادله مىكنند تو هم به نحو نيكى با آنها مجادله كن[١].
شهيد مطهرى با اتّكا به خطمشى اسلام در دعوت به خود، آيه مزبور و نيز آيات ذيل را مقيّد آيات جهاد ابتدايى ذكر مىكنند:
يك سلسله آيات ما در قرآن داريم كه در آن، تصريح مىكند كه دين بايد با دعوت درست بشود، نه با اجبار. اين هم باز مؤيد اين مطلب است كه اسلام نظريهاش اين نيست كه به زور به مردم بگويد: يا بايد مسلمان بشوى و اگر نه، كشته مىشوى. اين آيات هم به شكل ديگرى، مفهوم آن آيات مطلق (جهاد) را- به اصطلاح- روشن مىكند[٢].
علّامه شهيد در تقرير اين موضوع، به آيه معروف سوره بقره لا اكراه فى الدين[٣] اشاره مىكنند و شأن نزول آن را درخواست پدران مسلمان از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم مبنىبر تحميل دين اسلام به فرزندانى ذكر مىكند كه به كيش مسيح يا يهود درآمده بودند. آيه صريحا اكراه در اسلام را نفى مىكند[٤]. ايشان در ادامه، به آيات (كهف: ٢٩/ يونس: ٩٩/ شعراء: ٣) استشهاد كرده و انتساب اجبار به اسلام را مغرضانه مىخواند[٥].
١. ٤. توصيه به صلح و مدارا: چهارمين مقيدى كه ايشان ذكر مىكنند آياتى است كه مسلمانان را به صلح و مدارا با مخالفان توصيه كرده است و تأكيد نموده كه اگر مخالفان اسلام تن به صلح دادند، دست از جهاد بكشند: و ان جنحوا للسّلم فاجنج لها و توكّل على اللّه[٦].
اى پيغمبر، اگر مخالفين تو طرفدار صلح بشوند و بال خودشان را براى صلح پهن بكنند تو هم آماده صلح باش؛ يعنى: اگر آنها صلحطلب باشند، تو هم
[١] - ر. ك: جهاد، ص ٣٥.
[٢] - ر. ك: جهاد، ص ٣٣.
[٣] - سوره بقره، آيه ٢٥٦.
[٤] - جهاد، ص ٣٤.
[٥] - ر. ك: جهاد: ص ٣٥ و ٣٦.
[٦] - ر. ك: سوره انفال، آيه ٦١.