حكومت دينى از منظر استاد شهيد مطهري - قدردان قراملكى، محمد حسن - الصفحة ٣١
فصل دوم: مشروعيت حكومت معصومان عليه السّلام
١. مشروعيت حكومت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله و سلّم
پيشتر گفته شد كه درباره مصدر مشروعيت حكومتها، آراى متكثّرى وجود دارد. اما انديشوران اسلامى در دو امر ذيل اتفاق نظر دارند: يكى در مشروعيت الهى حكومت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم به اين معنى كه پيامبر علاوهبر دارا بودن دو شأن و مسئوليت الهى (مقام تبليغ و مرجعيت دينى و مقام قضاوت)، از سوى خداوند هم مأموريت آسمانى داشته است كه حكومت دينى تشكيل دهد و خود زعامت و رهبرى مطلق آن را در دست گيرد.
پيغمبر اكرم در زمان حيات خودشان ولى امر مسلمين بودند و اين مقام را خداوند به ايشان عطا فرموده بود ... در اينكه پيغمبر چنين شأنى را داشته و اين شأن الهى بوده است يعنى حقى بوده كه خداوند به پيغمبر اكرم عنايت فرموده بود؛ نه اينكه از جانب مردم به آن حضرت تفويض شده باشد، ميان شيعه و سنى بحثى نيست[١].
استاد دليل نظريه «انتصاب» را آيات متعدد ذكر مىكند. مانند:
النبى اولى بالمؤمنين من انفسهم[٢]، اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول[٣]
[١] - مجموعه آثار، ج ٣، ص ٢٨١/ و ر. ك: اسلام و مقتضيات زمان، ج ١، ص ١٦٩ و ١٧٥.
[٢] - ر. ك: احزاب، آيه ٦.
[٣] - ر. ك. نساء، آيه ٥٩.