حكومت دينى از منظر استاد شهيد مطهري - قدردان قراملكى، محمد حسن - الصفحة ١٤١
فرمودهاند:
فان لم يكن له مال رجعت الجناية على امام المسلمين لانّهم يؤدّون اليه الجزية و هم مماليك للامام[١].
در عصر خليفه دوم، كه اقليّتهاى دينى سوريه به حكومت اسلامى جزيه پرداخت مىكردند، با اعلان جنگ امپراتور روم به مسلمانان، ابو عبيده، حاكم سوريه بزرگان يهود و نصارى را خواست و دستور دارد كه مبالغ جزيه را اعم از طلا و نقره به آنان پس دهند و خاطرنشان كرد كه مبلغ فوق در مقابل تعهد حكومت اسلامى در مقابل اقليّتها بوده و ممكن است با شروع جنگ حكومت اسلامى نتواند به تعهد خود عمل نمايد؛ چرا كه احتمال شكست وجود دارد.
بنابراين، دريافت وجه مزبور از نظر شرعى صحيح نيست[٢].
ج. قصاص
قانون قصاص در جوامع پيش از اسلام با شدّت بيشتر، اما به صورت تبعيضآميز رايج بود[٣]. اما دين مبين اسلام اصل و نه ضرورت آن را پذيرفت:
من قتل مظلوما فقد جعلنا لوليه سلطنانا فلا يسرف فى القتل انّه كان منصورا[٤].
قصاص مايه حيات
از آنجا كه اسلام به انسان به عنوان «خليفة اللّه» مىنگرد و او را داراى حقوقى، از جمله حق زيستن مىداند، اهتمام بسيارى نسبت به زنده ماندن انسان و نريختن خون بىگناهى مصروف داشته است. بنابراين، از منظر قرآن كريم،
[١] - وسائل الشعيه، ج ١٩، ص ٣٠٠، ابواب العاقلة، باب ١، حديث ١.
[٢] - ر. ك، بلاذرى، فتوح البلدان، ص ١٨٧، به نقل از: محمد تقى جعفرى، تكاپوى انديشهها، ص ١٤.
[٣] - قوانين جزايى روم قديم مجازات قصاص و انداختن در قفس درندگان يا ميخكوب بر صليب را تنها براى طبقه محروم و فقير وضع كرده بود و براى قاتل از طبقه اشراف تنها مجازات تبعيد در نظر گرفته شده بود.
[٤] - سوره اسراء، آيه ٣٣.