حكومت دينى از منظر استاد شهيد مطهري - قدردان قراملكى، محمد حسن - الصفحة ٤٧
كشته شود[١].
دموكراتيك خواندن قيام امام حسين عليه السّلام
اما اينكه آيا قيام امام حسين عليه السّلام يك قيام دموكراتيكى بود و صرفا به خاطر پاسخ به درخواست مردم كوفه بود، شهيد مطهرى به تفصيل درباره آن در «حماسه حسينى» بحث كرده و تصريح مىكند كه امام عليه السّلام در آغاز حركت خود به فرجام شهادت آگاه و حركت وى به سوى كوفه براى اتمام حجت بود.
امتناع امام صادق عليه السّلام
اما داستان سوزاندن دعوتنامه حكومت توسط امام صادق عليه السّلام و امتناع حضرت از پذيرفتن پيشنهاد رهبرى قيام نظامى براى به دست گرفتن حكومت، كه ابو سلمه خلال مطرح كرده بود. استاد به تفصيل به تبيين شأن نزول و علل امتناع و شرايط آن روزگار پرداخته است كه از حوصله اين نوشتار خارج است، ملخص آن اين است كه اولا امام عليه السّلام از عدم پيروزى نظامى آگاه بود[٢] و ثانيا مناسبترين اقدام و عمل در آن عصر استفاده بهينه از فرصت لازم جهت انقلاب علمى و فرهنگى بود كه آثار آن نيز تا به امروز مؤيد آن است[٣].
[١] - ر. ك: سيرى در سيره ائمه اطهار عليه السّلام، ص ٩١/ و نيز: اسلام و مقتضيات زمان، ج ١، ص ٢٢٤ به بعد.
[٢] - ر. ك: سيرى در سيره ائمه اطهار عليه السّلام، مبحث امام صادق عليه السّلام. بد نيست بدانيم كه ابو سلمه پيش از رسيدن پاسخ مثبت عبد اللّه بن الحسن- كه به او نيز نامه نوشته بود- توسط سفاح كه به او بدگمان شده بود، كشته شد؛ بعد عبد اللّه و فرزندانش نيز به همين خاطر كشته شدند( ر. ك: بيست گفتار، ص ١٥٥). روايت ذيل مدعاى فوق را تأييد مىكند. شخصى به نام سدير صيرفى از علت سكوت امام صادق عليه السّلام سؤال كرد، حضرت با اشاره به گله نزديك خودشان فرمود:« به خدا قسم اگر من به اندازه همين گله[ عدد آن به رقم هفده مىرسيد] ياور مخلص داشتم، درنگ نمىكردم»( اصول كافى، ج ٢، ص ٢٤٢).
[٣] - بيست گفتار، ص ١٥٢- ١٦٠/ و: سيرى در سيره ائمه اطهار عليه السّلام، فصل امام صادق عليه السّلام.