حكومت دينى از منظر استاد شهيد مطهري - قدردان قراملكى، محمد حسن - الصفحة ١٠٩
اينجا اين سؤال طرح مىشود كه اسلام با كدام نظر موافق است؟ استاد در اين باره مىنويسد:
از نظر اسلام درست امر برعكس آن انديشه [اول] است- در نهج البلاغه كه اكنون موضوع بحث ماست با آنكه اين كتاب مقدس قبل از هر چيزى كتاب توحيد و عرفان است و در سراسر آن سخن از خداست و همه جا نام خدا به چشم مىخورد- از حقوق واقعى توده مردم و موقع شايسته و ممتاز آنها در برابر حكمران و اينكه مقام واقعى حكمران امانتدارى و نگهبانى حقوق مردم است، غفلت نشده بلكه سخت بدان توجه شده است. در منطق اين كتاب شريف، امام و حكمران، امين و پاسبان حقوق مردم و مسئول در برابر آنها است.
از اين دو- حكمران و مردم- اگر بناست يكى براى ديگرى باشد اين حكمران است كه براى توده مردم محكوم است، نه توده محكوم براى حكمران[١].
استاد آنگاه براى تأييد نظريه امانت بودن حكمرانى كه توسط مردم به حاكم سپرده مىشود، به آيه ذيل استناد مىكند:
ان اللّه يأمركم ان تؤدوا الأمانات الى اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل[٢].
قرآن كريم حاكم و سرپرست اجتماع را به عنوان امين و نگهبان اجتماع مىشناسد، حكومت عادلانه را نوعى امانت كه به او سپرده شده است و بايد ادا نمايد، تلقى مىكند.
برداشت ائمه دين و بالخصوص شخص امير المؤمنين على عليه السّلام عينا همان
[١] - سيرى در نهج البلاغه، ص ٨٩/ و نيز: امامت و رهبرى، ص ٢٣٣/ استاد جعفر سبحانى، امانت بودن حكومت را يكى از ادله پنجگانه خود، در مدخليت رأى مردم در مشروعيت حاكم در عصر غيبت قرار داده است. ر. ك: مبانى حكومت اسلامى، ص ١٨٢.
[٢] - سوره نساء، آيه ٥٨.