حكومت دينى از منظر استاد شهيد مطهري - قدردان قراملكى، محمد حسن - الصفحة ١١٩
خود را با خوارج، به مجرد اخلال آنان به امنيت اجتماع، تغيير داد.
اينجا ديگر جاى گذشت و آزاد گذاشتن نبود، زيرا مسأله اظهار عقيده نيست، بلكه اخلال به امنيت اجتماعى و قيام مسلحانه عليه حكومت شرعى است. لذا آنان را تعقيب كرد و در كنار نهروان با آنان رودررو قرار گرفت[١].
استاد درباره حدود آزادى احزاب و مخالفان نظام اسلامى مىگويد:
در حكومت اسلامى احزاب آزادند، و هر حزبى اگر عقيده غيراسلامى هم دارد، آزاد است، اما ما اجازه توطئهگرى نمىدهيم. احزاب و افراد در حدى كه عقيده خودشان را صريحا مىگويند و با منطق خود به جنگ ما مىآيند، آنها را مىپذيريم[٢].
اما وقتى مخالفان به جاى ابراز عقيده خود- چه حق و چه باطل- به تحريف مبانى و اصول اسلام بپردازند و قصد داشته باشند به اين طريق مردم را فريب دهند و باورهاى مسلّم دينى آنان را مخدوش كنند، اينجا ديگر جاى گذشت و تسامح نيست، چرا كه آنان نه به عرضه عقيده خود بلكه به عرضه ناقص و تحريف شده انديشه دين مقدس و يا انديشه ديگر دست زدند كه در حقيقت موجب تعدى به حقوق ديگران شده است.
اگر بخواهند در زير لواى اسلام، افكار و عقايد خودشان را بگويند، ما حق داريم كه از اسلام خودمان دفاع كنيم و بگوييم: اسلام چنين چيزى نمىگويد. حق داريم بگوييم به نام اسلام اين كار را نكنيد[٣].
البته همانطورىكه توضيح دادم، برخورد عقايد غير از اغواء و اغفال است.
اغواء و اغفال يعنى كارى توأم با دروغ، توأم با تبليغات نادرست انجام دادن[٤].
حاصل آنكه در انديشه سياسى شهيد سعيد، مخالفان در ابراز عقيده و مرام خويش از آزادى كاملى برخوردارند، به شرط اينكه اولا: عقيده و مرام خويش را
[١] - جاذبه و دافعه، ص ١٤٩.
[٢] - پيرامون انقلاب اسلامى، ص ١٤.
[٣] - پيرامون انقلاب اسلامى، ص ١٤.
[٤] - پيرامون انقلاب اسلامى، ص ٥٠.