حكومت دينى از منظر استاد شهيد مطهري - قدردان قراملكى، محمد حسن - الصفحة ١٨
و نبوتها بوده است. منتهى اين امر در اسلام ختميه محرزتر و مشخصتر است[١].
استاد در جاى ديگر رويه برخورد پيامبران با حكومتهاى زمانه را چنين تبيين مىكند:
تاريخ نشان مىدهد كه همواره پيامبران و پيروان آنها بودهاند كه در مقابل فرعونها و صاحبان قدرت بهپاخاستهاند و قدرتهاى اهريمنى را در هم كوفتهاند. پيامبران بودند كه با نيروى ايمان از طبقه محروم و استثمار شده، قدرتى عظيم عليه «ملأ» و «مترفين» به وجود مىآوردند[٢].
آنگاه علامه شهيد ادله مدعاى خويش را، آيات متعدد قرآن مجيد ذكر مىكند.[٣] از مطالب بالا ضعف نظريه برخى از معاصران روشن مىشود كه به انحاء مختلف جهد مىكنند هدف بعثت پيامبران را فقط «آخرت و خدا» معرفى كنند[٤].
نسبت دين و سياست
متفكر شهيد، دين اسلام را يگانه دينى مىداند كه در ميان اديان و مذاهب مختلف در شئون زندگى مردم مداخله كرده است. و رابطه تنگاتنگ با مقوله حكومت و سياست دارد و نسبت اين دو را نسبت «روح و بدن»، «مغز و پوسته» وصف مىكند.
نسبت اين دو با هم نسبت «روح و بدن» است، اينروح و بدن، اين مغز و
[١] - پيرامون انقلاب اسلامى، ص ١٠١.
[٢] مجموعه آثار، ج ١، ص ٥٧٥/ و نيز ر. ك: پيرامون انقلاب اسلامى، ص ١٠١/ مقدمهاى بر جهانبينى اسلامى، ص ١٥٧/ سيرى در نهج البلاغه، ص ٧٤.
[٣] ر. ك. قصص، آيه ٥/ حج، آيه ٤١/ سجده، آيه ٢٤/ نساء، آيه ٩٥/ صف، آيه ٤/ بقره، آيه ٢٥٠.
[٤] - ر. ك: مهدى بازرگان، آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء.