حكومت دينى از منظر استاد شهيد مطهري - قدردان قراملكى، محمد حسن - الصفحة ٩١
فصل هفتم: تحليل نظريه «جمهورى اسلامى»
شكل حكومت در عصر غيبت
پيشتر گفته شد كه انديشمندان و فلاسفه سياسى درباره ماهيت و شكل حكومت آراى مختلفى ارائه دادهاند. حال اين پرسش مطرح است كه آيا آيين مقدس اسلام كه داعيه دين خاتم و جهانى و سرمدى را دارد، در فلسفه سياسى خود به پردازش شكل و ماهيت حكومت پرداخته است يا نه؟
در پاسخ به سؤال فوق بايد به اين نكته اشاره كرد كه آيين اسلام- همان طورى كه در خود سؤال است- آيين جهانى و جاودانه است و اختصاص به سده اول يا دوره امامان معصوم ندارد و براى تمامى اعصار و دورهها نازل شده است.
مداخله چنين دينى در امور جزئى و تعيين و ترسيم آن به صورت ثابت و غيرمتغير كه به دين استناد داده شود، برخلاف روح جاودانگى و پويايى آن است، چرا كه با مرور و تكامل زمان امور جزئى هم متحول مىشوند و نياز به تجديدنظر در آن پيدا مىشود.
بنابراين اگر انتظار داشته باشيم كه اسلام چهارده سده پيش نظام و شكل خاص و ثابت براى حكومت و مسائل ديگر ترسيم كرده باشد، اين انتظار از يك دين پويا نابجا است. چرا كه يك دين وقتى پويا و جاودانه خواهد بود كه در بطن خود نيرو و توان انطباق خود با مسائل و حوادث جزئى و متغير را در هر عصرى