حكومت دينى از منظر استاد شهيد مطهري - قدردان قراملكى، محمد حسن - الصفحة ٧٤
باشند[١].
روحانيون رهبران جامعه
روشن است كه چنين صفات و شرايطى فقط در عالمان دين و روحانيت يافت مىشود و ازاينرو در انديشه استاد، رهبرى جامعه اسلامى بايد در دست روحانيت و در رأس آن فقيه جامع الشرايط باشد.
بديهى است افرادى مىتوانند عهدهدار چنين رهبرى شوند كه در متن فرهنگ اسلامى پرورش يافته باشند و با قرآن و سنت و فقه و معارف اسلامى آشنايى كامل داشته باشند و ازاينرو تنها روحانيت است كه مىتواند نهضت اسلامى را رهبرى نمايد[٢].
استاد شرط استمرار پيروزى انقلاب اسلامى را اتكاى آن به روحانيت مىداند و معتقد است كه در صورت حذف آن و افتادن رهبرى به قشر «روشنفكر» نه تنها انقلاب كه اسلام با خطر «مسخ» مواجه خواهد شد.
انقلاب ايران اگر در آينده بخواهد به نتيجه برسد و همچنان پيروزمندانه به پيش برود، مىبايد باز هم روى دوش روحانيون قرار داشته باشد. اگر اين پرچمدارى از دست روحانيون و روحانيت گرفته شود و به دست به اصطلاح «روشنفكر» بيفتد، يك قرن كه هيچ، يك نسل كه بگذرد، اسلام به كلى مسخ مىرود[٣].
استاد با اينكه روحانيت را يگانه رهبرى مىداند كه مىتواند اسلام و انقلابش را به سوى اهداف متعاليش هدايت كند، اما معتقد است كه سازمان روحانيت احتياج به اصلاحاتى دارد و بعضى آفات دامن آن را گرفته كه بايد نه حذف، بلكه اصلاح گردد، كه يكى از اين آفات بىاطلاعى يا كماطلاعى از مقتضيات زمان و مكان است و ازاينرو ايشان تصريح مىكند كه
امروز ما به خواجه نصير الدينها، بو على سينا، ملاصدراها، شيخ
[١] - نهضتهاى اسلامى، ص ٦٦.
[٢] - نهضتهاى اسلامى، ص ٦٧.
[٣] - پيرامون انقلاب اسلامى، ص ١٤٦.