حكومت دينى از منظر استاد شهيد مطهري - قدردان قراملكى، محمد حسن - الصفحة ٢٧
برخى از زندگان، از همان نخستين لحظه زادن، براى فرمانروايى يا فرمانبردارى مقدر شوند. اين ويژگى در زندگى رواندار نتيجه از سراى طبيعت است[١].
استاد در تبيين آن مىنويسد:
اينكه حق طبيعى يك تخمه و يك نژاد است. برخى نژادها آسمانى هستند. همان عقيدهاى كه در ايران قديم وجود داشته در مورد آسمانى نژاد بودن شاهان، و تخمه شاهى و نژاده بودن، پس حق طبيعى و موروثى مىشود (نظير زنبور عسل)[٢].
٣. سنتى) noitidarT (
سنتها و مقرّراتى كه سالها و سدهها رايج است و مورد اعتراض قرار نگرفته، خودبهخود مورد تقديس قرار گرفته و از مشروعيت برخوردار است.
ماكس وبر در توضيح آن مىنويسد:
مبتنى است بر اعتقاد متداول به تقدس سنتهايى كه از قديم اعتبار داشتهاند و مشروعيت كسانى كه اين سنتها، آنان را مأمور و مجاز به اعمال سيادت مىكند[٣].
حاكميتهاى، سلطنت و وراثت، پير سالار، پدر سالار، خون و نژاد، مثلا حكومت قريشى، آرستوكراسى، اشراف و نخبهگرايى را مىتوان زير مجموعه ملاك فوق برشمرد.
٤. قرارداد و رضايت عمومى
بيشتر فلاسفه سياسى اخير معتقدند كه حكومت وقتى مشروع مىشود كه
[١] - ارسطو، سياست، ترجمه حميد عنايت، ص ١٠.
[٢] پيرامون جمهورى اسلامى، ص ١٥٢ و ١٥٣.
[٣] - ماكس وبر، اقتصاد و جامعه، ترجمه عباس منوچهرى، مولى، تهران، ١٣٧٤، ص ١٠ و ٢٧٣.